مهرزاد 1000 روزه مامان وبابا
زندگی آرام است ، مثل آرامش یک خواب بلند
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ .
زندگی رویایی است ، مثل رویای یک کودک ناز.
زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ناز .
زندگی تک تک این ساعتهاست ، زندگی چرخش این عقربه هاست.
زندگی رازدل یک مادر دلسوز وپینه دست یک پدرمهربانست .
از اون موقعی که اومدی شدی تمومی لحظه هام .
مهرزاد عزیزم، امیدوارم هزاران تا از این هزار روزا رو با سلامتی و موفقیت سپری کنی .
پسر عزیزم امروز تو در تاریخ 28/11/1391شدی 1000 روزه . عزیز دلم ثانیه و دقیقه ها و ساعتها و روزها وهفته ها و ماهها وسالها در کنار هم دوران بسیار زیبای کودکیت رو داریم سپری می کنیم.و نمی دونم هر چه بیشتر خاطرات وعکسات رو ثبت می کنم احساس می کنم باز هم کمه.وهر روز دلتنگ روز قبلت میشم . چون زمان خیلی سریع می گذره و این دوران بسیارشیرین کودکیت تکرار نشدنی.
عزیزم چند تا عکس از لحظه بدنیا اومدنت تا امروز رو برات میذارم .
اولین لحظه دیدار پدر وپسر

تولد آتنا گله



اولین تاپ بازی

خاله رعنا و ایلیا ومایا



اولین کاپشنت

خداحافظی با بابا مجید در فرودگاه



جنگل سراوان

تله کابین لاهیجان


در حال خوردن ماکارانی وسیب زمینی

آب بازی با آرتین


کاسکه سواری با خاله محبوبه مهربون




در حال خوردن آلاسکا

در حال خوندن نماز

با بابا علی در پارک

و حالا



مهرزاد 1000 روزه مامان وبابا
